جمعى از نويسندگان
60
جنگهاى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسى )
مكاره بود ، حركت داد . « 1 » ابوسفيان با آنكه نيروى كافى داشت و دو هزار نفر را براى رفتن به بدر آماده كرده بود ، از حضور در معركهء نبرد خوددارى كرد و براى آنكه ضعفش را بپوشاند كوشيد تا پيامبر ( ص ) را بترساند و از آمدن به بدر منصرف سازد ، ولى اقدامات او فايدهاى نبخشيد . « 2 » رسول خدا ( ص ) همراه 1500 نفراز مسلمانان به وعدهگاه رسيد ، در حالى كه از ابوسفيان خبرى نبود . اين امر ، پيروزى سياسى بزرگى براى رسول خدا ( ص ) بود و غرور مكيان را شكست . اعتبار مسلمانان در نظر ديگر قبيلهها كه به محل « بدر » آمده بودند ، فزونى يافت و توانستند كالاهاى تجارىشان را به قيمت خوب بفروشند و سود سرشارى ببرند . « 3 » به احتمال زياد ، ابوسفيان چون در تدارك جنگ احزاب بود ، شركت در اين جنگ را به صلاح نمىديد و اين خفّت و خوارى را به اميد يك پيروزى موهوم پذيرا شد . ب - شكنجه و قتل اسيران كسانى كه فاجعهء رجيع را آفريدند ، سه تن از مسلمانان را به اسارت گرفتند كه به مكيان تحويل دهند . يك نفر از اسيران در راه با آنان جنگيد تا شهيد شد . دو نفر ديگر تحويل قريش گرديدند و زندانى شدند . اين دو در زندان حماسههايى به ياد ماندنى آفريدند و زير بار هيچ ذلّتى نرفتند . « 4 » سرانجام ، قريش تصميم به كشتن اسيران گرفت . آن دو را به بازار آوردند و بر دار آويختند . آن گاه بچههايى را كه پدرانشان در بدر كشته شده بودند ، آوردند . به هر كدام يك خنجر دادند و آن قدر بر بدن آن پاكان زدند تا به شهادت رسيدند . اين نهايت بيچارگى دشمن بود كه با شكنجه اسيران در بند ، خود را تسلى مىداد . « 5 »
--> ( 1 ) - مغازى ، واقدى ، ج 1 ، ص 285 - 287 . ( 2 ) - همان ، ص 287 . ( 3 ) - همان ، ص 288 . ( 4 ) - همان ، ص 263 . ( 5 ) - مغازى ، ج 1 ، ص 263 - 264 .